تبليغاتX
آرامگاه عشق



مرگ سایه افکنده بر زندگیم

این چه همسایه ایست که افسرده دلم ؟؟؟؟؟؟

کلاغ بد خبر باز هم خبر آورد

که این همسایه قصد میهمانی دارد

دگر خسته شدم از بس خانه مهیا کردم

یا بیا و این بزم را تمامش کن

یا برو بگذار تنها بمانم

پیرم کردی ای زندگی در اوج جوانی

کشتی همه امیدم را برای زندگانی

اشتباه خصلت ما ادمیان است

ازرائیل تو چرا اشتباه کردی ؟؟؟؟؟؟

یک سالی پیش بود

امدی و در زدی اما بالا نیامدی

گمانم فقط میخواستی مرا آشفته سازی

حالا این بار بی خبر پشت این زندان گلیم پهن کردی

میکشم انتظار

تمامش کن

یا بساطت را جمع کن برو

یا بیا و تنگ در آغوشم کش

رهایم کن از این فاصله ها

یا بیا و فاصله ها را بردار

یا برو بگذار زنده بمانم !!!!!!!

 

 

مهتاجم

به دعایی از ته دل

به دلی شکسته

به صدایی که برسد

به قلبی مهربان .......

بدرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 13:46  توسط غریبه  | 



 

از آشنایی به جدایی رسیدم

چه رازیست در این آشنایی

و چه حکمتیست در این جدایی

آشنایی غریبه که همه کسم شد در این بی کسیم

و حسی که به من داد خدایی

حالا نیست

به رسم و آئین روزگار

و قانون عشق

من ماندم و تنهایی و یک آرزو

آرزوی مرگ

فقط دنبال بهانه ای هستم برای مردن

میدانم هرگز نخواهی آمد

بهانه ی خوبیست برای مردن

میخواهم عاشقانه در این تنهایی بمیرم!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 0:52  توسط غریبه  | 



روزی پاییزی در مهر ماهی بارانی

چشمانی افتابی روزگار ابریم را روشن کرد

سرابی افتابی در خزانی بارانی

دل سپردم به رنگا رنگی پاییز

ویران شدم سوختم

در ناباوری رفتنش

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:30  توسط غریبه  | 



دنبال بهانه بودم در ازدهام شلوغی روزها

که به پاس موی سیاهی که گرو سپیدی ها گذاشتی

جوانی که لحظه لحظه به پایم ریختی

اشکهایی که قطره قطره از گناه من ریختی

با غنچه لبم بگویم :

                           ای عزیزتر از جانم مادرم روزت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 2:10  توسط غریبه  | 



دل من از تبار درختان ارجن است

به نسیمی میشکند

قطره ای اشکی

رنگ و بوی خون !

سینه ی زمین را میدرد

عطر کاهگل دیوارهای روستا صفحه ی دلم را صیغل میدهد

دوباره تک درخت بید

اتش میزند بر خرمن درونم ... !

 

درخت ارجن : اسم یه درخت در روستای ارجنک استان چهارمحال و بختیاری میگن اگه ازش شاخه ای رو بشکنی از همون قسمت شکستگی ابی قرمز رنگ مثل خون بیرون میزنه درختی نفرین شده و شوم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 2:22  توسط غریبه  | 



 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساهت

ولی بسیار مشتاقم گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازی گوش

و او یک ریز و پی در پی

دم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته و آشفته تر سازد

به دین سان ب ش ک ن د در من

سکوت مرگبارم را

آری سکوت مرگبارم را ........ .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:41  توسط غریبه  | 



 

دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است

          ساده می افتد

                             ساده میشکند

                                                ساده میمیرد

دل من تنها سخت میگرید

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 3:54  توسط غریبه  | 



سلامممممممممممم به همگی

اقا سر یه کل کل مجبور شدم هر سه تا وبلاگمو حذف کنم

اما عین خر پشیمون شدم

دوباره با همون ادرس قبلی یه وبلاگ زدم با همون عنوان

تنهام نزارین

فعلا بدرود .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:55  توسط غریبه  |